قبل از مطلب اصلی لازمه چند مقدمه عرض کنم:
مقدمه 1:
بنده دیگه جزو پیرمردها هستم. اگر در دریافتها و انتقال مطالب دچار اشتباه و لغزشی شدم حتما تذکر بدید تا تصحیح بشه.


مقدمه 2:
- برنامه با صحبت های آقای عارف براتی (مدیر اجرایی جدید انجمن خوشنویسان ایران) شروع شد و استاد مجتبی سبزه به عنوان اجراکننده، مدیریت برنامه رو برعهده داشتند.
پس از مقدمه چینی استاد سبزه، استاد امیرخانی مطالب کلی ای رو بیان کردند.
بعد با کمک فتوشاپ و پروژکتور، نمونه هایی از حرف نون استاد امیرخانی مورد تجزیه و تحلیل و مداقه قرار گرفت و استاد توضیحاتی بیان کردند و پرسشهایی مطرح شد. بیشترین وقت جلسه به همین بخش اختصاص یافت.
از جمله نکات مهمی که در این قسمت مطرح شد این بود که استاد عنوان کردند موقع نوشتن حرکت آخر نون که به شمره میرسه تمام قلم بایستی روی کاغذ باشه (برخلاف آموخته ما که فشار به نوک انسی و پاشنه قلم وارد میشه یا در شیوه قدما فشار به نوک وحشی وارد میشه و پاشنه قلم رها میشه). وقتی با یکی از دو نوک قلم نوشته میشه که حرکت اشتباه بوده باشه و برای تصحیح اشتباه مجبور میشیم با تمام قلم ننویسیم.
پس از تجزیه و تحلیل نون ، استاد بختیاری سخنان کوتاهی مطرح کردند و بعد آقای شاهپور اسلامی مطالبی رو بیان کردند و اشعاری خوندند.
سپس نوبت به تحلیل چهار چلیپای منتخب رسید.
در پایان برنامه، خانم دکتر مشایخی سخنرانی کوتاهی داشتند و اشعاری رو خواندند.


رئوس برنامه رو عرض کردم تا علاقه مندان اطلاع داشته باشند. هر قسمت برنامه پر از نکات مفید و شنیدنی بود و مرور که میکنم حذف قسمتی از اون واقعا سخته.


مقدمه 3:
فیلمبرداری و عکسبرداری در طول جلسه ممنوع بود و درستش هم همینه. به این دلیل که علاوه بر بهم زدن تمرکز جلسه، ممکنه مطالبی مطرح بشه که مقتضای همون مجلس باشه و انتشارش در محیط خارج صحیح نباشه.  وعده داده شده که فیلم جلسات پس از پایان دوره با ویرایش و با افزودن مطالبی که احتمالا در طول دوره از قلم افتاده در اختیار شرکت کنندگان قرار بگیره و یک یادگار ارزشمند و تقریبا بی نظیر در این عرصه باشه.
بنده هم از تحلیل چلیپاها فیلمبرداری نکرده ام. و مطالبی که عرض خواهم کرد از روی فیلم پیاده سازی نشده.
از خود آقای اکبر مشتاق پور کسب اجازه کردم. و در انتشار مطالب سعی کردم حتی الامکان در کلام استاد امانت دار باشم تا ادبیات و گویش و نحوه نقد استاد امیرخانی هم تا حدودی مشخص باشه.



و اما اصل مطلب:
خمار مستی - بخط اکبر مشتاق پور

- این خوشنویس دست فوق العاده آماده و آبداری داره. انتخابی که بنده انجام دادم به این خاطر بود که به ایشون که نمیدونم کی هستند بگم که عجب موهبتی خدا نصیبت کرده. کسانی هستند که مثلا در شمار استادان، همه عمرشون کار کرده اند اما دستشون آب نداره، خشکه. و دست این عزیز ما فوق العاده آبدار و روان و با روحه.

- نمیدونم چند ساله کار کرده اند، نمیدونم استادشون کی بوده اما نکته ای که در مورد این قطعه میتونم عرض کنم اینه که برای یک سطر یا یک چهارپاره ای که به صورت چلیپا مرسوم است و ما در این باره علاقه [؟] داریم و تقریبا تمرکزی هم می کنیم اغلب، کشیده ها نباید بلند باشه. ممکنه در یک موقعیتی کشیده «عــــمر» یا یک کشیده دیگری قد و قامت بلندی داشته باشه خیلی هم مطلوب باشه اما در اینجایی که یک سطر ما دوتا کشیده برخورد می کنه به عنوان تکمیل ترکیب، کشیده باید هفت نقطه ای باشه. که دراینجا مثلا کشیده عمر 2.5 نقطه یا بیشتر اضافه داره.  (استاد با فتوشاپ طول کشیده رو کم کردند و تفاوت به صورت ملموس مشاهده شد).

- جایی که ما در ابتدای سطر (تقریبا ابتدا است دیگه چون زیرش یک دایره ای چیزی نداره) کشیده اگر بلند باشه در وسط سطر و یک پوششی، تکیه گاهی، دایره ای داشته باشه یه خرده اون بلندی قامت رو جبران می کنه و ما اون رو تقریبا محکم و بجا حس می کنیم. اما اینجایی که چیزی نداره، پشتیبان نداره، اول سطر هم هست باید همین اندازه (حدود 7 نقطه) باشه و بلندتر نباشه.

- مطلب دیگر این که باید جوری در کرسی قرار بگیره که با ادامه کلمات بعدی، حروف بعدی یک روال مناسبی رو، روند مناسبی رو طی کنه که به دنبال هم ، از نظر رعایت اون خط افقی درست قرار بگیره که اصطلاحا بالا و پایین نیفتند از سطر و کرسی.

- حالا ببینیم که باز در حرکت بعدی، نقطه بعدی، این میم «ندارم»، یک نقطه بیفته پایین تر بهتره یا این که الان بالاتر قرار گرفته؟ [توسط فتوشاپ] این میم رو یک نقطه بیارید پایین تر. آیا این سطر بهتر نشد؟ اون میم انگار که دست انداز باشه تو جاده ... بالا که بود در اینجا جاش نیست که بالا باشه. یک دست انداز نامناسب و بیجایی است.
[یک بار دیگه میم توسط فتوشاپ به مکان اولیه خود برگشت داده شده و مجددا پایین آورده شد تا تفاوت بهتر مشاهده شود]

- ادامه پیدا میکنه تا می رسه به «خـــمار مستی». ما در این سطر بهترین انتخابمون برای کشیده آیا «خـــمار» است یا «مســـــتی» است؟ همه ما این مقدمات رو طی کردیم که ما وقتی زیر خط دوم «نشســـتی» داریم خوب «مســـتی» هم باید هم جنس «نشســـتی» باشه. و این «خـــمار» اینجا بیجاست کشیدنش، به این ترکیب نمی خوره، انتخاب اول نیست. این رو وقتی ناچار باشیم، همین سطر باشه ممکنه مثلا یک حوری توجیه پذیر باشه کشیده ی «خـــمار» اما در اینجا اون کلمه «مســـتی» باید کشیده باشه که هم جنس و هم خانواده ی «نشســـتی» باشه.

- سطر دوم، «هـــنوز» کشیده اش به اندازه است و اون اشکال «عـــمر» رو نداره که بلند بود. الان این دو تا کلمه کشیده ی «هـــنوز» و «عـــمر» با همدیگه سنخیت و هماهنگی دارند.

- ادامه اش می رسید به «نبودم»، باز هم این میم ایجاد یک وقفه ای کرده، چشم ما رو متوقف می کنه. [با فتوشاپ] میم رو باز بیارید پایین. («نبو» گوشه اش میتونه یک کمی سوار نون بشه اما [«نبو» بالا نره و] « م » باید بیاد پایین) که همون اتفاقی می افته که سطر اول داشتیم چون «تو در دلم» یک روندی است که چشم ما دوست داره که این روند با نرمش و به دنبال هم به طور رقصان و هماهنگ بره جلو.
چونکه کلمات اضافه ای نداره. کلمات یک وقتی ممکنه زیاد باشه ما در تمام سطر نیاز پیدا کنیم دو کرسی بنویسیم که سطرمون قد بلند نباشه، اونجا فرق می کنه. اصلا یک دستورالعمل های دیگه ای پیش میاد که دو کرسی کردن خیلی هم مناسب و بجا خواهد بود.

- اما «نشســـتی»؛ «نشســـتی» باید که از دو نقطه، سه نقطه دست راست شروع بشه که اون سه نقطه زیر «نشســـتی» نیازی نباشه که اونجا رو پر کنه. بلکه «ـی» ی «نشســـتی» کنار میم بچرخه [و انسجام پیدا کنه].

- حالا برای این سطر «تو نه مثل آفتابی...»، خوب وقتی که ما «بی» معکوس رو داریم آیا «بی» مرجح است یا «آفتـــا»؟
«آفتــــا» و کشیده هایی مثل «آفتــــا» که همجنس و هم خانواده این کلمه هست آخرین انتخاب ما باید باشه. دیگه ناگزیر باشیم، کلمه دیگه ای نداشته باشیم، یه همچین کلماتی رو انتخاب کنیم چون خیلی خوب در سطر جا نمیگیره، با کلمات بعدیش انس و الفت پیدا نمی کنه و تقریبا یک جور دسته الف که میره بالا مانع از جریان طبیعی به سمت چپ میشه پس «بی» معکوس رو ما انتخاب می کنیم.

- بعد میریم سر «غیبتــــ».  حالا که «حضور و غیبت» ، «ر» و «و» فاصله بیجا افتاده توش. چرا؟ برای اون بالا یک قد و قامت بلندی رو تحمیل کرده به خودش، حالا مجبوره که اینجا «غیبتــــ» رو هــــــــی کشیده بنویسه که اندازه رو با اون اندازه بالا جور در بیاره. یعنی اون اشکال موجب شده که اشکالات بعدی تحمیل بشه به نویسنده. و «تـــ» باید کوتاهتر بشه.
[پرسیدند «ـت» کشیده نوشته بشه یا کوتاه؟ استاد گفت: یه دونه من امروز نوشتم با حالت سختی، این رو جناب براتی یه دونه کپی کنید بدید به دوستان]
بعد، «غیبت» دیگه اصلا نباید اینجا اینجوری باشه چون «غیبت» در یک حالتی است که مثل یک آدم خیلی خیلی مثلا بلندقامتی در یک جایی که باید خوب ختم بشه، جمع بشه و پایان سطر ما با این «هســــتی» پایین، «همچنان که هستی» یک کمی هم وزنی پیدا کنه و اون «ـت» بلند موجب شده که اصلا مشکل عدم تعادل پیدا کنه، همون جور که در سطر اول، در دو سطر اول که کلمه «خـــمار» بیجا بود با «نشســـتی» جور در نمیاد، اینجا هم «غیبتـــ» با «هســـتی» جور در نمیاد.

- و البته که «آینـــد» وقتی اینجا مناسبه به سطر آخر که میخواهیم برسیم، که «ر» حتما باید روی «ن» باشه و کنارش نباشه. و اون وقت کلمه «الف» باید روی «و» باشه که بتونه با اون «ر» همانندی بکنه چون سطر ما همش کلماتی است که  خوب داره یک جوری بهش حجم میده.
واو «آینـــد و» باز باید روی «ـد» باشه که سه تا حرف مرتب با همدیگه هم کرسی باشند. چون کلمات ریز و خرد است حجم زیاد ایجاد نمی کنه تازه با اون سطوح بالا هموزنی پیدا می کنه و خودش یک امتیاز و نمره مثبتی میده.

- بعد میرسیم به اون قسمت «همچنان که هستی»، «که» برای نوشتن ما مزاحمه و برای نوشتنش باید یک فکری کرد که این جوری نباشه.

حالا نمونه هایی که من تقدیمتون می کنم کپیش رو ، شما لطف کنید حتما این رو برای خودتون تجدید تحریر بکنید. احتمالا، حتما بهتر از من، من ایمان دارم که بین شما کسانی هستید که بهتر از اون نمونه های که تقدیم حضورتون میشه خواهید نوشت.